شيخ حسين انصاريان

24

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

پس از درستى و راستى و خيرخواهى و بىغرضى ، چيزى كه گوينده را نزد شنونده معتمد مىسازد اين است كه او را در آنچه مىگويد دانا و بصير ببينند و با تجربه و متين بجا بياورند و جلف و سبكبارش ندانند . پس بايد به اين صفات شناخته شده باشد ، يا لااقل گفتار و احوالش بر اين امور گواهى دهد كه سخنش معقول و از روى فهم و دانش است و دليل و برهان مىآورد و سند و مدارك بدست مىدهد و اعتراضات را پيش‌بينى مىكند و جواب مىدهد و اگر جز اين باشد سخنش محل اعتنا نخواهد بود و وقعى به آن نخواهند گذاشت ، چه مردم به خوبى آگاهند كه تا راه دان نباشى كى راهبر شوى . و نيز همه مىدانند كه كورى عصا كش كور دگر نتواند شد . از چيزهايى كه در سخنورى از مردم دلربايى مىكند خوشخويى است ، سخن‌گوى بدخوى بىشرم و زشت‌گفتار كه كلامش زننده باشد دل‌ها را مىرنجاند و خاطرها را متغيّر مىسازد و اگر حرف حق هم بزند به او نمىگروند . بايد او را مهربان و با گذشت و كوچك و بزرگ‌منش و پر حوصله و كم شهوت و خوش لهجه بيابند ، مخصوصاً شكسته نفسى و فروتنى در او ببينند ، چه اگر به كبر و غرور با مردم سخن بگويد و خودپسندى و خودستايى كند ، عزت نفس ايشان را مىرنجاند و از او بيزار مىشوند . مقصود اين نيست كه گوينده خود را بىجهت خوار و خفيف كند و تن به ذلت و پستى دهد و ليكن وقر و سنگينى چيز ديگرى است و تفَرعن و گنده دماغى و خودخواهى چيز ديگر .